من عاقبت از اینجا خواهم رفت


من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت
این فال را برای دلم دید.
.
دیری ست،
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوقِ ماهیان و تنهاییِ خودم
پر کرده ام، ولی
مهلت نمی دهند که مثلِ کبوتری
در شرمِ صبح پربگشایم
با یک سبد ترانه و لبخند
خود را به کاروان برسانم.
.
امّا،
من عاقبت از اینجا خواهم رفت.
پروانه ای که با شب می رفت،
این فال را برای دلم دید.

شفیعی کدکنی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

خداحافظ برلین

جاده

نگاه کردن به او