ادامه دادن را ادامه بده


تجربه مدرنیته مارشال برمن را شروع کرده ام.
می گوید که مدرن بودن یعنی زیستن در یک زندگی سرشار از معما و تناقض، اسیر شدن در چنگ سازمان های بوروکراتیک عظیمی که قادر به کنترل و تخریب ارزش ها و جان ها هستند و با این همه دست بسته نبودن در برای مقابله با این نیروها.
امروز موقع دویدن  کنار دریا،قبل از اینکه کتاب را شروع کنم درست به همین چیزها فکر می کردم و نمی دانستم اسمش «مدرن بودن» است.
مارشال برمن از اعماق نهیلیستی که فرجام بسیاری از ماجراجویی های مدرن است  نوشته و من  حداقل خیالم راحت می شود که کسی قبل از ما برای این درگیرهایی که دچارش هستیم اسم گذاشته و  توصیه کرده که «به ادامه دادن، ادامه دهیم.»
خوبی اش به این است که حتی اگر درد بی درمان داشته باشیم، تنها کسانی نیستیم که به این درد دچاریم. همینش جای خوشبختی است. اگر همه با هم درمان نشویم لااقل همه با هم می میریم.
خود برمن هم گفته است که مردمانی که به این گرداب گرفتار می شوند فکر می کنند نخستین . شاید تنها کسانی اند که اسیر این مهلکه شده اند، اما خب حقیقت این است که ما بی شماریم.
برمن می گوید جامعه مدرن یعنی جایی که می توان شریک آرزوها و امیدهای دیگران شد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین