بهانه ها کوچک خوشبختی

آدمی که عاشق باشه، یه لحظه هایی در زندگی اش آنقدر سرشار است که می تونه همه رنج ها و دردها را به اعتبار همون  لحظه های عاشقی از سر بگذرونه
وقتهایی که از خود عاشقم تعجب می کنم که چطور  زخمی و خشمگین و غمگین باز هم ادامه میده و خودش هم نمی فهمه چرا داره اینطوری رفتار می کنه و نمی تونه دل بکنه، باید یاد این روزها بیافتم.
  اگه منم یادم برم یکی از زنها هست که حساب همه لحظات خوشبختی را که تا اوج می رم داره و انرژی این روزها را برام جمع می کنه تا روزهای سخت زندگی طوری که خودمم هم نفهم هوام را داشته باشه که دوام بیارم
باید بنویسم این همه حس خوب از چه چیزهای کوچکی میاد. باید بهانه های کوچک خوشبختی ام را بنویسم حتما.
اینها را نوشتم که یاد بگیرم نوشتن از شادی هام را.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین