یکشنبه است هنوز. مثل آدمی هستم که  خواب پریشان دیده، نصف شبی چشمهایش را باز کرده چهارزانو نشسته روی تخت و نمی داند کجاست؟ ساعت چند است؟ کی صبح می شود؟

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین