همه چیز که خوب پیش می ره و یک طوری شبیه زندگی روتین می شه یه دفعه ای چیزی از جنس ترس شره می شه توی دلم که چرا زندگیه اینقدر زندگی شده اینجا؟ قرارم اینه که غصه خونه ای که دستم بهش نمی رسه را نخورم، اما نمی تونم نترسم وقتی می بینم یه جای دیگه داره یه کمی فقط یه کمی شبیه خونه می شه

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین