چی شده؟ صبوری کردن یادت رفته؟ یا اولین باره که این جاده های لعنتی دیوار می شن برات؟
از مرز و ویزا و هرچی دیوار مرئی ونامرئی در دنیا است، متنفری. می دونم. این را هم می دونم که مرزها هستند وتو هم محکومی که پشتشون منتظر بمونی و برای گرفتن دستای یارت چشم بدوزی به اجازه عبور.
بار اولت که نیست؟ هست؟

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین