هی به خودم می گم طاقت بیار خونه سرپرش فقط سه ماهه. این نود روز را هم که دوام بیاری این دوری و دلتنگی و کلافگی تمام میشه. دارم سر خودم را شیره می مالم. ماجرا فقط دوری و دلتنگی ام برای او نیست، جانم بی قراره. نه که غمگین باشه ها، بی قراره. تقصیر من هم نیست، جهان یک گهواره آرام نیست که من هم مثل کودک درون گهواره فقط بخندم و مثل فرشته ها خوابم ببرد.
جهان بی قرار است و جهان ما که اسیر جبر جغرافیایی هستیم بی قرار تر و آشفته تر

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین