............

تپش قلبم که بالا می ره با دیدن عکسش، قلبم که فشرده می‌شه از فکر کردن بهش، بی قرار که می شم از دیر شنیدن صداش،یادم می افته که خوشبختی داشتن آدمیه که بعد چهار سال هنوز بتونه با چند دقیقه حرف زدن شادم کنه، آرامم کنه و یادم ببره همه چیزهایی را که دلم را پر غم کرده بود

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین