تا حالا هیچ وقت به کسی و جایی اینطوری گره نخورده بودم، اینکه هیچ چیزی گارانتی نداره،همیشه یه اصل اساسی بود برام.
"از دست دادن" با اینکه برام اسون نبود، اما همیشه یکی از گزینه هایی بود که شاید پیش می آمد یا حتی انتخابش می کردم.
حالا اما چی شده که حتی فکر از دست دادنش یا نبودنش هم قلبم را تکون می ده؟


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین