چه اهمیتی داره که چند تا دریا از من دورتری وقتی  میشه برام از پشت همین مانیتور چند اینچی  کتاب شعر تازه ای که بدستت رسیده را بخونی و من زل بزنم توی چشمهات؟
چی از دست این مرزهای لعنتی برمیاد وقتی بعد خداحافظی اسکایپ را قطع نمی کنم و همینطور که دارم کار می کنم صدای تلق و تولوق کیبردت را می شنوم و خیال می سازم برای خودم که همین گوشه و کنار نشستی و مثل خیلی وقتها سرمون توی مانیتورهای خودمونه 


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین