می گم همیشه اون خونه را دوست داشتم و خیلی وقتها دلم براش تنگ میشه
می گه خونه می مونه تا تو بیایی

،و من بعد مدتها دوباره هوایی خونه مون به سرم می زنه. با اون دیوارهای آبی و خاکیش که خودمون رنگ کردیم، براش یه آیکون گل و گشاد خنده می فرستم و دلم می خواد از پشت سکوتم؛ اشکها را نبینه. چه فایده داره که بگم من مدتها است هیچ خونه ای ندارم و حتی توی خوابهام هم همه دست و پا زدنم برای رسیدن به خونه بی فایده است.

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین