تاریخ این روزهای ما را کی می‌نویسه؟ این روزهایی که گاه جمعی و گاه به تنهایی از سر می‌گذرونیم کجا ثبت می‌شه؟یک زمانی یکی از دغدغه هایم مستندسازی روزهایی بود که از سرمی گذرانیدیم. آنقدر سر هر اتفاق و رفت و آمد و هراس های بی دلیل و با دلیل، نوشته ها و صداها و عکس‌هایم را از دست دادم که شدم یک زن بدون گذشته، همه گذشته ام شد فکرهای درهم برهمی که روزها طرح هزار پروژه انجام نشده است و شبها هزار کابوس تمام نشدنی.
مینو که از زن‌های سنگی بدون خاطره، بدون گذشته و بدون آرزو گفت، خیلی‌هامون اون چند دقیقه‌ای را که با اشک می‌گفت "چشم آقا سنگ می‌شیم" را لایک زدیم و شیر کردیم. حرف دلمون بود یا هراس مشترکمون؟ حرف دلمون قرار بود اونی باشه که شش سال پیش همین روزها، وسط خیابان‌های تهران فریاد زدیم. اون روزها حرفی از سنگ شدن نبود..... دلم می‌خواد راه بیافتم کشور به کشور، یکی یکی همین زنهایی که یک روزی وسط خیابان انقلاب دست در دست هم سرود می‌خواندیم و حال بالای صفحه فیس بوک‌شان از زن‌های سنگی بدون ارزوی بدون گذشته، می‌نویسند را پیدا کنم و بنشینم پای حرفهایشان. هی آنها حرف بزنند، از همان گذشته‌هایی که دیگه نیست و آرزوهایی که گم‌شان کردیم و هی من بنویسم کلمه به کلمه، حرف به حرف.



نظرات

‏ناشناس گفت…
درد...........

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین