خوش  به حال شاهرخ مسکوب که بلد بود طوری از شادی ها و  دردها و دلتنگی هایش بنویسد که کلمه ها هرکدام جای خودشان باشند و  معنی دیگری ندهند. من بلد نیستم.  از زندگی نوشتن را بلد نیستم. از دنیا که کلافه می شوم به کلمه ها پناه می اورم و وقت کلافگی هیچ چیز دوای آدم نیست. 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین