زمین کجاست؟

از سطح زمین فاصله دارم. یک حال غریبی است که هرچه فکر کردم بهترین توصیفش همین است. پاهایم سبک هستند و انگار که مثل یکی از خوابهایم  روی مهی که زمین را پوشانده راه بروم نه روی خود زمین. تقریبا یک هفته ای هست که اینطورم. از اخرین شب استانبول. شده که اینطور باشم قبلا اما چند دقیقه. چند ساعت. نه یک هفته.
بعد وسط این پادر هوایی (که برای اولین بار در زندگی ام فقط یک اصطلاح نیست  و کاملا واقعی است و بیشتر از حال روحی ام به جسمم و پاهایم که از گوشت و استخوان و پوست است برمی‌گردد) دارم تقریبا شبیه ساعت کار می کنم و  می نویسم با همان کرختی که از پاهایم می‌اید.
امروز صبح فکر کردم شاید اصلا پا ندارم و نمی دانم. پاهایم اما سرجایشان هستند٬ مثل همیشه و همانطور که همیشه بودند. همین الان هم  لپ تاپم روی پاهایم است و اگر نبود٬ نمی شد که وسط زمین  و هوا هی ضربه بزنم روی دگمه های کیبرد و نیافتد. می‌بینی٬‌نشانه ها همه درستند. هوای لندن این روزها اصلا مه ندارد.  کفش های گِلی من یعنی اینکه روی زمین راه رفته ام. تب هم ندارم. مست هم نیستم. فقط بین من و زمین فاصله است.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین