تغييركرده ام. اون ادم صبوري كه ملاحظه همهچيزو همه كس را مي كردو به همه حق مي داد رفته يك جاي دور و از اين همه فاصله اش خشنودم. خودم و همه ادم هاي دور وبرم عادت كرده بوديم كه من بخشاينده و فراموش كننده هر چيزي باشم كه خلاف ميلم هست. حالا مدتها است صبوري نمي كنم نه كه تصميم گرفته باشم طاقتم تمام شده

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین