تزم تمام شد بالاخره. امروز نسخه اي كه اخرين كامنت ها را داشت برايم فرستادند و احتمالا يك روز كامل رويش كار كنم تمام است و مي شود كه پرينت بگيرم و بفرستم دانشگاه و خلاص. خودم هيچ ارزيابي از كارم ندارم. نه از اينكه چقدر خوب نوشته ام و نه از اينكه چقدر به درد مي خورد. كلن اين روزها شاغول هاي ارزيابي ام را كنار گذاشته ام و شايد از دست داده ام. هر كاري را كه دست مي گيرم همه تلاشم را مي كنم بهترين باشد ( در حد زماني كه براي انجامش دارم) و بعد كه تمام شد رهايش مي كنم برود و هيچ دلم نمي خواهد برگردم بهش. از آنهايي شده ام كه تند تند مي روند و پشت سرشان را نگاه نمي كنند.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین