ترک‌ها یک رسمی دارن موقع عزا، بهش می گن "زبون گرفتن"، وقتی عزیزی را از دست می دن، وقت و بی وقت براش زبون می گیرن و هی از خوبیهاش می گن و قربون صدقه اش می رن، یکی می گه و بقیه گریه می کنن. اون که خسته می شه یکی دیگه شروع می کنه. بچه که بودم، نمی فهمیدم چرا اینطوری می کنن. نمی فهمیدم کجای دلشون سوخته که نمی تونن ساکت بشینن. که هی همون قربون صدقه ها را تکرار می کنن و خسته نمی شن. 
الان دلم می خواد پای دونه دونه عکسای مهسا کامنت بزارم و قربون صدقه اش برم. همه شون را لایک زدم و هزاربار نگاه کردم. اما دلم می خواد زبون بگیرم براش. اما نمی تونم. روم نمی شه. همه دارن خیلی موقرانه تحمل می کنن غمش را.

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین