مي دوني چرا ادمها را كفن مي كنن، خيلي محكم يا توي تابوت چوبي سخت مي گذارن و بعد بعد يه خروار خاك و رويش سنگ سخت؟ همه اينها شايد براي اين باشه كه وسوسه نشن سرك بكشن به دنيايي كه ديگه بهش تعلق ندارن. مغز خيلي ها مثل من به آساني نمي تونه اين پروسه عدم تعلق را درك كنه. مرده ها هم اگر با هزار تا بند و سنگ، جلوشون را نگيرن شايد هي بخوان سرك بكشن بيرون. بخوان گذشته اي كه تمام شده را بازسازي كنن يا بدتر از اون خودشون را بچپونن وسط دنيايي كه ديگه اونجا نيستن و نمي شه باشن.
الان حتي دارم به اين فكر مي كنم تصميم براي اهداي اعضا چقدر فكر خوبي بوده، نكنه كه مثلا قلبم همچنان زنده بمونه و درد بكشه و هي فحش بده بهم كه چرا جاش گذاشتم. 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین