معدن عشق

اينقدر حالم خوبه و قلبم پر از شادي و عشق و ارامش٬ كه حتي نمي تونم توضيحش بدم، چندبار خواستم بنويسمش يا مثلا يك عكسي بگذارم كه نشون بده چه سرخوش بودم (و هستم هنوز) ، ولي ديدم حق مطلب ادا نميشه. بعضی لحظه‌های ناب را فقط باید فهمید و حظش را برد. نوشتنش٬‌نه که ممکن نباشه٬‌اما سخته و وقت می‌بره و الان که اینهمه خوشم٬ باید این انرژی را صرف کار کنم که بتونم زودتر برگردم به معدن عشق

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین