دلم دفترچه‌های یادداشت روزانه‌ام را می‌خواد. همان‌هایی که از ۱۵ سالگی با جدیت سیاه‌شان می‌کردم. کی فکرش را می‌کرد یک روزی بیافتن گوشه یک زیرزمین و دستم بهشون نرسه و  نتونم روزهای سرگشتگی بهشون پناه ببرم و ببینم آخرین باری که اینطوری دلم رفتن می‌خواست٬ چی کار کردم؟

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین