به یک جای خوبی رسیده ام که تلخی ها و غم ها ته نشین شده اند. می دانم که هستند و بودنشان را پذیرفته ام و در عین حال آن قدرت ویران کننده برای سایه انداختن روی زندگی را هم ندارند.
زندگی طوری می چرخد که مثل هیچ وقت دیگری نیست، اما خوبی اش به این است که همانی است که خودم می خواستم. که خودم می خواهم. 
امروز همچنان ادامه تنبل خانه شاه عباس بود. نزدیک های صبح به تخت رسیدم و تا خود ظهر توی تخت بودم. 
کار مفید امروزم راه انداختن گودریدر بود که بیشتر و بهتر بخوانم و دیدن دو قسمت سریال گود وایف.  

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین