پست‌ها

نمایش پست‌ها از July, 2016

زني كه بدون بال مي پريد

دوباره برگشتم به تراپيستم و خوشحالم. بهانه برگشتنم بهش افسردگي عميقي بود كه سه ماه طول كشيد از چنبره اش بيرون بيايم، اما بعد از خلاصي ازش هم شجاعت به خرج دادم و خواستم بروم سراغ لمس كردن گره هاي كوري كه از سال ها قبل ته كوله ام مانده بودند و حتي نمي خواستم بودن شان يادم بيايد. همه چيز اما به خواست ما پيش نمي رود و روزهايي هستند كه مي بيني وسط همان گره هايي كه از همه و خودت مخفي شان كرده بودي گير كردي و دوباره فرستادنشان به ته كوله كار آساني نيست.  فكر مي كردم روبرو شدن با گره هايم دردناك تر از ايني باشد كه دارم تجربه اش مي كنم، اما نبود. داشتن جاي امن و يك ادم امن و حرفه اي حتمن كمك بزرگي بود، اما من هم ديگر آن ادم قبلي نيستم و خيلي روشن تاثير اين دوتا پيرهن بيشتري كه پاره كردم و دو تار موي بيشتري كه سفيد شدند را دارم مي بينم. از آن زن جوان سركش و عاشق و شوريده، رسيده ام به اين زني كه حالا در كنار همه عشق و شوريدگي و سركشي اش، ايمان و آرامش هم دارد و دلش قرص است به زمين زيرپا و قوت قدم هايش. قبلا، قبلا هاي ٢٤ تا ٢٧ سالگي گاهي پيش مي امد كه پاهايم روي زمين بود و هنوز يادم است حس ناب د…

بچرخ تا بچرخيم

شاید اتفاقی نباشه که توی همین لحظه ای که دوباره نشستم پای کار که ببینم چند چندم و دوباره چطوری باید از نو ساختن را شروع کنم، داریوش داره همونی را می خونه که هفت سال پیش اولین بار ازش شنیدم. همان روزهایی که بعد از یک دوره دلهره مدام به آرامشی رسیده بودم که دلم می خواست دایمی باشه و نشد و  افتادم روی موج ها دوباره و هی بچرخ تا بچرخیم. موج ها هنوز پشت سرم دارنمیان و ازشون گریزی هم نیست. همین که بلدم باشم چطور سوارشون بشم و با چرخ اونا نچرخم خوبه.
دیشب همه چیزهایی را که از 2012 تا حالا توی اون یکی وبلاگ متروکه تر از اینجا، نوشته بودم ( باچند تاسانسور و حذف کوچک) با دو تا کلیک فرستادم همین جا. چرا موقع نوشتن شان نمی شد حتی اینجا بگذارمشون؟ زمان همه چیزراآسان می کند انگار. اینجا بیشتر ازهرچیزی جایی شده که بلند بلند با خودم حرف بزنم. کنارش آن اتاق بغلی هم هست که حالا می دانم چند ماه بعد یا چند سال بعد هرچه نوشته ام سریرز همین جا می شود و کمی انطرف تر در یک صفحه وردی که هرسال هی درازتر و درازتر می شود و هذیان ها و امیدهایش،  پریشان تر از آن است که فعلا بخواهم کسی بخواندش.