گيج و ويج


كار انلاين سه هفته است كه شروع شده و يك جانشيني برام بي معنيه حالا. تا به خودم ميام مي بينم كه در حال برنامه ريزي براي رفتنم. دلم مي خواد كمي در انگليس بگردم اما اصلا ارزان نيست و هرجا بروم اگه قرار به اقامت موقت باشه، تقريبا اندازه لندن بايد خرج كنم، حالا گيرم كمي كمتر.

خب بد نيست، اما چون سفر برايم به معناي كمتر خرج كردنه، كمي مشكله اينطوري.مي تونم همين الان هم دو ماه و سه هفته در اروپا باشم، اما منتظرم كه اول كارهاي اداري اينجا انجام بشه.

در واقع در همين شرايط هم گزينه هاي خوبي براي رفتن دارم، اما به گمانم، شروع و دل كندن از اين چيزي كه اينجا ساختم هنوز برايم اسان نيست و لازم دارم جايي به عنوان خانه كه بشه بهش برگشت، داشته باشم. رسيدن به انجايي كه مفهوم خانه برايم عوض شود، اولين قدم براي حركتم است و راستش فكر مي كنم، مثل خيلي تجربه هاي ديگه شايد بايد بپرم توي اب و اينقدر دست و پا بزنم تا شنا و پيش رفتن را ياد بگيرم.

با همه اينها، الان توي قطارم، جايي نزديك يورك و در راه رفتن به ادينبورو. قرار بود بروم اتاقي كه مي خواستم اجاره كنم را ببينم، اتاق قبل از رسيدن من به ادينبورو اجاره رفت اما من به هرحال راهي اسكاتلند هستم و شايد در همين سفر، تصميم انقلابي براي رفتن و شروع و دل كندن بگيرم

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین