روز شمار



فکر می‌کردم که حداقل چهار تا پنج ماه دیگه اینجا خواهم بود. اما اینطوری که اوضاع داره جلو می‌ره ممکنه اواخر ژانویه بتونم راه بیافتم. همانقدر که هیجان انگیزه، ترسناک هم هست و دوباره دارم دنبال بهانه برای نرفتن می‌گردم

باید بارم را از اینی که هست کمتر کنم و تقریبا نصف یا حداکثر دوسوم و شاید حتی یک سومش را نگه دارم. با احتساب اینکه کلا با دوتا چمدان کابینی کوچک به اینجا آمدم و نصفش هم خوراکی و لوازم آرایش و لباس زمستانی بود، معلومه که چه تسویه حساب اساسی دوباره باید بکنم

فقط این نیست. هنوز کلی کار اداری دارم. باید بیمه اروپا بگیرم. وقت دکتر بگیرم یکسری چکاپ و آزمایش بدهم قبل از رفتن. باید کارت بانکی بین المللی بگیرم و تکلیف حساب بانکی ام را مشخص کنم و چند تا کار اداری خرده ریزه دیگر

تنها چیزی که می دونم اینه که چه چمدانی می‌خواهم بگیرم. بالاخره بعد از کلی تحقیق تصمیمم را گرفتم. یک کوله پشتی چرخ دار ۴۶۶ لیتری بدون کوله پشتی کوچک متصل بهش. در عوض یکی از این کوله پشتی هایی که جمع می‌شوند هم می‌خرم برای روزهایی که ساکن هستم

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

جاده

اتاق

نیوکلن برلین