پست‌ها

نمایش پست‌ها از September, 2017

خونه بدون پلاک

این خونه هم تموم شد و باید بلند شم بساطم را جمع کنم که فردا صبح راه بیافتم طرف هانوفر و بعدش که برگردم برلین، انگار که رفته‌ام یک شهر دیگه. کوریزبرگ و نیوکلن منطقه مهاجر نشین برلین است که خب من  تنوع و گوناگونی‌اش را دوست هم داشتم وترجیح می‌دادم خانه بعدی‌ام کوریزبرگ باشه. اما جای خوبی که مناسب جیبم باشه پیدا نکردم و دارم می رم یک جای دوری شمال برلین که به نظر می‌رسه خیلی آلمانی‌نشین باشه و حتی در عکس‌های گوگل از محله جدیدم دیدم که خونه روبرویی پرچم آلمان را از بالکنش آویزان کرده بود و با نتایج این انتخابات جدید که راست‌گرا هم کلی دست بالا دارند، به خیر بگذره محله جدید گذشته از این ولی می‌تونه تجربه خوبی برام باشه. صاحبخانه جدیدم یک زن میان‌سال با دوتا دختر تین‌اجیره و من یک سوییت مانندی دارم و آشپزخانه بزرگ و قشنگ و آفتابگیرشون با  اونها شریکم. هرسه‌تاشون صبح می‌رن و عصر میان و خونه مال خودمه. اتاقم هم از اون تخت‌های تیپیکال آلمانی داره که با چوب ساختن و بالای اتاقه و با نردبون باید بری بالا. ولی سقفش بلنده و دورش نرده کوتاه چوبی و دلگیر نیست. خود اتاق هم یک کاناپه، دوتا مبل و یک می…

از سرِ نو

دوباره دارم خودم را از سرِ نو می‌سازم. بعضی‌ جاهایش شبیه همان منِ قبلی است که یک دوره‌ای دگمه پاز را زده بودم و نگهش داشته بودم و یک جاهاییش یک سره تازه و نو است. هنوز با این خود تازه‌ام یکی نشده‌ام و با فاصله و از دور نگاهش می‌کنم. خیلی بخش‌هایش هم هنوز در دوره آزمایشی و آزمون و خطا است و مدام تکه‌های جدید را امتحان می‌کنم که ببینم با کدام‌شان خوشحال‌ترم.

بمونم یا برم؟

محله جدیدم را دوست ندارم. کوریزبرگ و به خصوص محله شونلاین که دو ماه قبلی را بودم فضای خیلی متفاوت‌تری داشت. اینجا هم شلوغ و زنده و پر از کافه است. ولی کافه‌هایش، یعنی آن های که من این دو سه روزه پیدا کرده‌ام  مدل من نیستند. یا خیلی شلوغ و بیشتر رستوران هستند تا کافه. یا صندلی‌هایشان برای کار خوب نیست و اینترنت خوب ندارند یا ساعت کارشان تا ۸ است و برای کار کردن آخر شب جا ندارم. خود خانه، به غیر از اینکه طبقه ششم است و آسانسور ندارد، عالی است. تمیز و قشنگ و ساکت. صاحبخانه‌هایم دو پسر گی هستند که یکی‌شان عکاس است و ان یکی ساینس می خونه. پسر عکاس از روسیه اومده واکتیویست بوده و هست و کلی حرف برای گفتن داریم و دوتاشون خیلی بامزه و خونگرم هم هستند. مدل محله اصلا فرق می‌کنه. کوریزبرگ بیشتر محله ترک‌ها بود و نیوکلن اینطوری که من دیدم بیشتر عرب‌ها هستند و جو اسلامی‌اش هم بیشتر است. به همان تعداد دوچرخه سوارها و آدم‌های سرخوشش هم کمتر است. حالا هم ممکنه من هنوز خوب نگشته‌ام و باید بپرسم و صبوری کنم. تا آخر سپتامبر این خونه را دارم و خوبی‌اش اینه که دوستم ۲۳‌ام میاد برای یک هفته و به هوای نشون …

نیوکلن برلین

تصویر
خانه جدیدم در برلین یک اتاق در محله نیوکلن برلینه که از ایربی ان بی اجاره کرده ام. بر خلاف اجاره‌های  ارزان در
 برلین، ایربی‌ان‌بی نسبتا گران است و برای یک اتاق بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ یورو باید بدهیم. در محله‌های کوریزبرگ و نیوکلن که من دنبالش  بودم متوسط قیمت ۷۰۰ تا ۸۰۰ یورو برای یک ماه بود و برای برلین خیلی گران است. اما با در نظر گرفتن راحتی ایربی‌ان‌بی ترجیح دادم انتخابم از این سایت باشد. برلین اتفاقا از آن شهرهایی است که مردمش دو روز هم بخواهند سفر بروند  اتاق یا خانه‌شان را اجاره می‌دهند. اما هم اغلب پول‌پیش می‌خواهند (برای اجاره یک ماهه و بیشتر) و هم تا صاحبخانه تایید کند و جواب بدهد و اصلا جواب بدهد یا نه هم کلی طول می‌کشد. برای یک ماه و نیمی که در جولای و آگوست در برلین بودم اتاقم را از این سایت پیدا کردم. سایتی که معروف به سایتی برای چپ‌ها و آلترناتیوها است و قیمت‌هایش هم خیلی مناسب هستند. من برای یک ماه و نیم فقط ۳۵۰ یورو دادم. اما اغلب خانه‌هایی که تبلیغ‌شان گذاشته شده عکس ندارند و باید برای چندین نفر بفرستی تا یکی جواب بدهد.یک سایت  خوب دیگر هم  این یکی است که خانه‌هایش بیشتر است…

دوباره برلین

دوباره توي هواپيما نشسته ام و همچنان در حال رفتنم، با هر رفتني، با هر قدمي كه جلو مي گذارم دارم تغيير مي كنم و نقشه راه برايم شفاف تر ميشه. دو ماه برلين بودم و پر از كشف يك دنياي جديد. زندگي در برلين با لندن و حتي دوبلين فرق مي كنه و حتي من را هم تغيير داد. اولين و مشخص ترين تغيير اين كه مني كه مي تونستم يك هفته تمام از توي خانه و حتي از توي تختم كار كنم، اين دو ماه برلين را هر روز بدون هيچ استثنايي از خانه زدم بيرون و كلا توي كافه هاي جورواجور شهر كار كردم. محله كوريزبرگ كه من زندگي مي كردم پر از كافه هايي بود كه بعضي هاشون تا يك شب هم باز بودن، اينترنت ، پريز برق فراوان و ميز و صندلي هاي مناسب براي كار داشتن و مهمتر از اينها مي شد ساعت ها بشيني كار كني و صبحانه و ناهار و صبحانه ات را انجا بخوري و با روي گشاده بهت خوش امد بگن. برلين ايننقدر بدعادتم كرده كه حتي تنها روزي كه بخاطز سرماخوردگي نرفتم كافه كار كنم و موندم خونه هم شبش طاقت نياوردم و براي يك ساعت قدم زدن و غذا خوردن زدم بيرون. با اين حساب برلين براي مني كه انلاين كار مي كنم و دفتركارم ميز و صندلي هاي كافه هاي شهره، يكي از ب…